ای دل فریاد بزن تنهاییت را ای دل فریاد بزن غریبگیت را ..... ای دل فریاد بزن......... فریاد بزن و پیروز مندانه تارهای سکوت را رشته رشته پاره کن ....
نوشته شده توسط خاطره در دوشنبه پنجم فروردین 1387 ساعت 2:14 موضوع | لینک ثابت
سکوت مرده است .........

نوشته شده توسط خاطره در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 1:56 موضوع | لینک ثابت
سکوتم را به باران هدیه کردم
تمام زندگی را گریه کردم
نبودی درفراغ شانه هایت
نوشته شده توسط خاطره در سه شنبه هفتم اسفند 1386 ساعت 22:37 موضوع | لینک ثابت
همیشه می گفتم :
من و سکوت ؟
محال است
سکوت عین زوال است
سکوت
_یعنی مرگ
سکوت
نفس رضایت
سکوت
عین قبول است
سکوت
_که در زمینه اشراق اتصال به حق_
در این زمانه نزول است
سکوت
یعنی مرگ
کجایی ای انسان
عصاره عصیان
چگونه مسخ شدی
با سکوت خوکردی
تو ای فریده هر افریده
_بر تو چه رفت ؟
کز افریده خود
از خدای بی همتا
نوشته شده توسط خاطره در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 22:57 موضوع | لینک ثابت
زان لحظه که دیده بررخت واکردم
دل دادم و شعر عشق انشاء کردم
نی نی غلطم کجا سرودم شعری
نوشته شده توسط خاطره در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 15:40 موضوع | لینک ثابت
به گوش خویش بشنویم این اواز
که عاشقان قدیمی دوباره می خوانند
مرا به نام
ترا به نام
که نام
نام منوتوست
عشق اواز است
مرابه نام بخوان
_این سکوت را بشکن
چرا ؟
_که زمزمه
_از ایه های اعجاز است .....
نوشته شده توسط خاطره در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 15:30 موضوع | لینک ثابت
کسی با سکوتش
مرا تا بیابان بی انتها جنون برد
کسی بانگاهش
مرا تا درندشت دریای خون برد
نوشته شده توسط خاطره در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY